آشنای بی همتا
تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد
تویی تنها تویی تو علت من
فاطمه یا فاطمه وای وای فاطمه یا فاطمه وای وای
فاطمه علامه ساز مکتب است فاطمه علامه ساز مکتب است
فاطمه اموزگار مکتب است فاطمه اموزگار مکتب است
فاطمه رمز تماس با خداست فاطمه رمز تماس با خداست
فاطمه تاج عروسان شماست فاطمه تاج عروسان شماست
فاطمه داغ نبی را دیده است فاطمه داغ نبی را دیده است
فاطمه اشک علی را دیده است فاطمه اشک علی را دیده است
فاطمه روز کشاکش با علی فاطمه روز کشاکش با علی
فاطمه تکیه کلامش یا علی است فاطمه تکیه کلامش یا علی است
فاطمه بغضی میان ناله است فاطمه زهرای هجده ساله است
یا علی رفتم بقیع اما چه سود هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟ آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است فاطمه حلاح صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست راه پیمودم پس منزل کجاست؟
کعبه بی فاطمه مشتی گل است قبر زهرا کعبه اهل دل است
عشق یعنی اینکه بدونی کسی منتظر تلفن شماست. عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونه. عشق یعنی بدانی که چه خواهد گفت. عشق یعنی وقتی نیست به یاد خاطرات اون لبخند بزنی. عشق یعنی به خاطر اون پا روی دلت بزاری. عشق یعنی تفاهم در مشکلات. عشق یعنی بدونی که نمیشه اما نتونی ترکش کنی. عشق یعنی وقتی دیدیش تنت آنقدر گرم بشه که دکمه پیراهنت رو بازکنی یا آستینت را بالا بزنی. عشق یعنی فرار از تیرس نگاه معشوقت حتی در تابلو ترین نقطه دنیا. عشق یعنی وقتی سفر رفتی توی جیبت قلبشو با خودت ببری. عشق یعنی چیزی رو شریکی خوردن. عشق یعنی آرامش در کنار معشوق حتی در هنگام درد. عشق یعنی فراموشی درد یک جراحت. عشق یعنی فراموشی معشوق.................
دام عشق
با عرض معذرت که چند وقتی بود آپ نکرده
بودم(با مرام نظر یادت نره)
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
حسین به کربلا سفر میکند
وا ویلا وا ویلا وای
زمینو ارش سیه به در میکند
زینبه او خون به جگر میکند
حسین حسین شب به سحر میکند
(اربعین حسینی را به همه شما
عزیزان تسلیت میگم)
وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم
برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي
اذان تا نماز
زندگی هر چه که باشد ز گذر می گذرد
بهترین خاطره اش بودن تکراری توست
ای دنیا
گوش کن.....
دوست دار همه شما
(سعید)
و همین انتظارات است که به زندگی معنا می بخشد
و تا لحظه ی مرگ انسان را همراهی می کند
انتظار یعنی انتهای شیدایی و دل باختگی
انتظار یعنی اوج دل تنگی های شاعرانه
عاشق که در فراق معشوق خود
بند بند اعضایش را به رشته ی تحریر در می آورد
«« تنها منتظر است که عاشق می ماند »»
با مرامای گل یه موقع نظر ندیناااا(فقط بخونید)
زان میان پر وانه را در اضطراب انداختی
لحظه ای که کمان اهنین را بر داشتم وبا دستان
نیر مند خود به جان تکه ای از در خت بی جان
افتادم تا به ان شکل دیگری دهم در فکر تو بودم
ای همسفر
که انگشتان خود را هم به کمان هدیه دادم چه
لذت بخش ان زمان که تیغ اهنین انگشتان
من را نوازش می کند
قطره قطره خون می چکد بر روی تکه های چوب در بین این چو بها کلمه ای است که ان را به رنگ
اصلی خود در اورده است
اری کلمه زیبای عشق
ان زمان بود که من فهمیدم تا چه اندازه تو را دوست دارم ای همسفر
گشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر اینه بدانیم چو هست
نه در ان وقت که اقبال شکست